سوالات پزشکی

درمان وسواس فکری و برخی از اختلالات روانشناسی

4 ماه پیش

حس هیچی واقعی نیست انگار همه چیزو تو خواب میبینم از احساساتم جدام خودمو تو آینه نمی‌شناسم چم شده

راه‌های فراموش کردن دوست پسر به کمک تکنیک های روانشناسی

8 ماه پیش

سلام سه ساله باپسری دوست بودم یک ماه توافقی ازهم جداشدیم.شباجلوچشممه روزابه یادش میفتم.چه کنم فراموشش کنم

برچسب ها :

اختلالات و مشکلات جنسی / ریشه های روانشناختی اختلالات جنسی

11 ماه پیش

سلام بنده موقع نزدیکی با جنس مخالف تا وقتی لباسمو درنیاوردم همه چی رواله ولی لباسمو دربیارم کل نفسم میخابه الت جنسیم کلا هیچ میشه دلیلش هم اصلا استرس نیس چون چن بار تست کردم

مناسب ترین فاصله و تفاوت سنی برای ازدواج

5 ماه پیش

سلام باخانومی ک شش سال از خودم بزرگتره اشنا شدم من خودم 24 سالمه نظامی هستم و طرف مقابل 30 سالشونه کارمند کمیته امداد... این اختلاف سن یکم منو میترسونه اگه امکانش هست راهن

نحوه مصرف قرص بوپروپیون پیوسته رهش

1 سال پیش

سلام. دکتر روانپزشک قرص ولبان ۱۵۰ روزی ۲ عدد یکی صبح و یکی ظهر تجویز کرده اند. برای اینکه شب دچار بی خوابی نشوم قرص که پیوسته رهش است را حداکثر تا چه ساعتی باید مصرف کنم؟ اگر صبح دیر بیدار شدم به چه صورت بخورم؟ با سپاس

روش های درمان اختلالات اضطرابی

2 ماه پیش

پسری 18 ساله هستم مادرم همیشه رفتارهای مظطرب و عجیب داره سر هر مسئله کوچیک و بزرگ شدید و تشنجی رفتار می کنه

بی محبتی و بی تفاوتی همسر، ریشه یابی علل و حل آن

7 ماه پیش

سلام وقتتون بخیر من تو این مدت کرونا واقعا بهم ریختم کارمو از دست دادم احساس میکنم زندگیمو دوست ندارم همسرمو دوست ندارم و دارم بالاجبار باهاش زندگی میکنم.همش نق میزنم و از همسرم محبت می خوام ولی اونم درگیر کارشه و محبت خاصی بهم نمیکنه حتی این اواخر بهم گفت دیگه تو رو نمی بینم برام مهم نیستی.وقتی نمی تونم حرفمو راحت بگم سعی میکنم با حرفای تند همسرمو تخریب کنم چون حس میکنم اون مقصره که این زندگی رو برا من ساخته اون همش به دنبال عقده های کودکیشه و فقط به فکر شغل و پول در آوردنه نه سفری نه تفریحی نه حتی بچه دلش می خواد میگه فقط ولم کن کار کنم و به آرزوهام برسم توام برو دنبال آرزوهای خودت.یه جور احساس می کنم که ولم کرده و بود و نبودم تو این زندگی هیچ فرقی به حالش نداره.همسرم پسر کوچیک خانوادس و همش میگه پدر و مادرمو ول نمیکنم هر جا میریم اونارم با خودش میاره اصلا حس میکنم استقلال تو زندگیم جایی نداره از یه طرفم طبقه ی پایین خونه مادر شوهرم زندگی می کنیم و از خانواده ی خودم دورم ما تو یه شهر کوچیک زندگی می کنیم و خانوادم تو یه شهر بزرگ.کارمم که از دست دادم حس میکنم زندگیم بی مفهوم شده.حس میکنم داره بهم ظلم میشه این حق من نبود چون تو همه حال سعی کردم به همسرم کمک کنم تو خونه خریدن ماشین خریدن ولی گاهی فک می کنم اون اصلا این چیزارو نمی بینه و نمک نشناسه.اونم همین حسو نسبت به من داره میگه تو می خوای نظر خودتو به همه غالب کنی و خوبیای منو نمی بینی. همسرم خیلی راحت بهم میگه تو بری هم برام اصلا مهم نیست فک میکنم جایی تو زندگیش ندارم و الکی خودمو دارم درگیرش میکنم. گفتم بچه دار شیم گفت من بچه دوست ندارم تو دوس داری باشه بچه دار میشیم!اصلا هیچ رغبتی تو نگاهش به زندگی نمی بینم من دختر شاد و سرزنده ای بودم ولی با زندگی متاهلی واقعا بهم ریختم.لطفا کمکم کنید. لطفا کمکم کنین واقعا گاهی به خودکشی فکر میکنم تا حداقل دل همسرمو بسوزونم تا آخر عمر عذاب وجدان بکشه!چون وقتی می بینه من گریه میکنم اصلا بهم توجه نمیکنه انگار یه چوب خشکه!حس میکنم حالم خیلی بده گاهی انقدر قلبم تند میتپه که می خواد از جاش دربیاد.

راهنمای جامع اسکیزوفرنی در دوران کودکی

3 هفته پیش

سلام، وقت بخیر، پدر یک پسر 8 ساله هستم، پدر خودم اسکیزوفرنی دارد، عموی همسرم هم اسکیزوفرنی دارد. پسرم از بچگی لکنت دارد که در حال گفتار درمانی هست، لکنتش بهتر شده اما چند ماه هست هیچ پیشرفتی نداشته، به یک سری مواد غذایی هم از سه سالگی حساسیت پیدا کرد و کهیر میزد که زیر نظر دکتر نئوتادین مصرف میکنه و جدیدا خارش گلو داره که با نئوتادین خوب نمیشه. حدودا یک سال یا کمی بیشتر میگفت اشکال دایره شکل رنگی میبینم، بعد از مدت کوتاهی دیگه از دیدن این دایره های رنگی خبری نبود، به تازگی بیان میکنه که با یکی که شکل سرش مثل مار هست و پاهاش مثل آدم، در مغزش صحبت میکنه. میگه اوایل زیاد با هم دعوا میکردیم اما الان صلح کردیم، اسم این موجود وجدان هست و بهش میگه چه کارهایی خوب و بد هست اما گاهی هم انگار بهش گفته فلان کار بد را انجام بده که پسرم مقاومت کرد میگه این موجود از خودش بزرگتر و قد بلند تر هست، پسرم در یادگیری درس متوسط هست، در سه سالگی پسرم، مشکلات من و همسرم زیاد بود و به طلاق رسیده بودیم که بلاخره این اتفاق نیفتاد اما پسرم اون مشکلات را یادش هست و بیان میکنه که اون روزها سخت بوده واسش. خودم در یک دوره، ترک اعتیاد و مشکلات روانیم رو تحت نظر دکتر با فلوکستین برطرف کردم، خانومم هم الان وسواس شستن دست داره. با این قصه ی طولانی، لطفا بفرمایید که آیا میشه تشخیص داد که پسرم اسکیزوفرنی دارد یا خیر؟ راهکار چیست؟

برای رفع مشکل شک و تردید و نداشتن اعتماد به همسرچه باید کرد؟

6 ماه پیش

سلام،من ۱۱ساله که ازدواج کردم یه دختر ۷ ساله هم دارم شوهرم گوشیشو از اول قفل میکرد چند بار ازش خیانت هم دیدم و هربار ازش سوال میکنم طفره میره وجواب درست و حسابی نمیده البته صادقانه بگم منم یک بار تلافی کردم و خودش فهمیده الان هم دیگه روش تو روم باز شده و میگه گوشی یه وسیله شخصیه و من اینجوریم

افسردگی و علائم و نشانه‌های آن چیست و چگونه درمان می‌شود؟

7 ماه پیش

سلام روزتون بخیر من بچگی سختی داشتم و پدرم دو تا زن داشت که هر دو تو یه خونه با بچه ها با هم زندگی میکردن. هر روز هم دعوا بود تو خونه. پدرم هم شخصی عصبی است که نمیتونه خشمش رو کنترل کنه و دست بزن داشت و مادرم رو میزد. با بچه هاش خیلی خوب بود و مارو خیلی دوست داشت . فقط زودجوش بود . چون جنگ رفته بود و موجی شده بود. الان من یه آدم موفق تو رشته تحصیلیم که مهندسی برقه هستم . ولی از کارم و از زندگیم ناراضیم چون حقوق پایین بهم میدن. همیشه تو محیط کار ناراضی بودم حتی وقتی جای بهتر بودم و هی شغلم رو عوض میکردم. از زندگیم هم ناراضی هستم . با اینکه همسرم باهام رفتارش خیلی خوبه و دختر کوچیکی هم داریم که اونم بچه سالم و خوبیه . یه سری مشکلات با همسرم دارم مثل اینکه تو کارا بهم کمک نمیکنه ولی اینا مشکل جزیی هست و بیشتر مواقع خودم با کوچیکترین ناراحتی بهم میریزم و زود عصبانی میشم و با لحن بد با همسرم صحبت میکنم . حتی با دخترم هم که بچه ۲ ساله است بعضی وقتا مثلا وقتی خونه رو کثیف میکنه عصبانی میشم و کتکش میزنم . میدونم این حالاتم ریشه در بچگیم داره ولی دست خودم نیست حالاتم و بی انگیزگی و بی انرژی بودنم . این یه خلاصه از مشکلاتم بوده. مشکلات دیگه هم هست مثل عدم اعتماد به آدم ها، اعتماد به نفس پایین در ظاهر و قیافه، به شدت کم صبر، زودرنج بودن، تردید در تصمیم گیری ها، سرعت بالا در رانندگی، یکدندگی ، تاثیر پذیری زیاد از حرف بقیه، دخالت خانواده همسرم و تاثیر بالا اونها بر زندگی ما . لطفا بهم میگید نیاز به روانپزشک دارم یا روانکاوی و مشاوره؟

افسردگی ناشی از سربازی اجباری و راهکارهایی برای درمان آن

9 ماه پیش

من هنوز اجباری نرفتم چون مشکلات مالی و خانوادگی زیادی دارم و پرداخت نکردن حقوق سرباز هم قوز بالاقوزه از محیط های نظامی هم نفرت دارم بد ترین شرایط رو تحمل میکنم ولی این یه مورد رو نع به خاطرش دوبار کنکور دادم و فشار عصبی اش منو سیگاری کرده الان که دانشجو ام به هر راهی فکر میکنم از اینکه جوونیم داره به خاطر بی ارادگی یه عده برای به کار گرفتن شیوه به روز و شرعی تامین نیرو هدر میره ناراحتم بد تر از اون خیلی وقت ها فکر میکنم اگه نتونستم از کشور خارج بشم اگه سربازی اجباری اصلاح نشد و اونطوری میخواستم پیش نرفت خودکشی کنم چون به چیزی که میخواستم نرسیدم و جوونیم رو هم به پای اجباری از دست دادم زندگی بعد از اجباری برام معنی نداره. چی کار کنم چه راه حلی وجود داره کاش مسئولین یه کم به حرف ما جوونا گوش میکردن به خدا اگه اجباری برداشته بشه و شیوه دیگه جایگزین بشه همین امروز سیگار رو ترک میکنم همین امروز از تحصیل بی هدفم تو دانشگاه دولتی انصراف میدم همین امروز همون کاری رو که بهش علاقه دارم رو شروع میکنم از همین امروز به ازدواج فکر میکنم

علائم بیماری آلزایمر و راه های پیشگیری و درمان آلزایمر

8 ماه پیش

سلام بی قراری نشانه های آلزایمر شب ادراری استرس یه جا بند نمی شه کارای تکراری پاهاشو نشسته تکان میده مثلا شب درو میزنه حرفای بی ربط میزنه میگه خونم درحالی که خونه شه دکتر ریسپریدون۱میلی با آلپرازلام واگزیم۳داده ولی اگزیم را چون استفراغ داش قطع کردن لطفا بگین چه بکنیم زندگیم داره ازهم می پاشه

اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD)

1 ماه پیش

خواب زیاد میبینم،بی موضوع و مختلف و گاهی از فعالیت های مختلف روز. در خواب ناخوداگاهن فرق بین خواب و بیداری رو تشخیص نمیدم و بعد بیدار شدن احساسات غیرواقعی بودنی دارم و هر روز صبح همین است ایا طبیعی است؟ همچینین اخیرا(حدود یکسال پیش) شرایط استرس زا شدیدی رو گذرونده بودم و احساسات و عواطفمم هم خیلی درگیر بوده. خواب دیدن رو همچنان از یکسال پیش دارم چه کنم؟ مراجعه روانشناس یا روانپزشک مراجعه نیاز هست؟ کنکور هم دارم و نمیدانم ذهنم رو برای کنکور متمرکز کنم یا به این موضوع هم بپردازم ایا نیاز به مراجعه روان درمانی هست یا با پرداختن به فعالیت ها میتونم از این مسائل بگذرم؟ تا حدود دو ماه خودارضایی شدید هم داشته ام

درمان ترس و فوبی های مزمن روانی

8 ماه پیش

سلام من دختری ۲۴ ساله هستم. بچه که بودم خیلی ترسو بودم و در کودکی و دوران دانش آموزی اضطراب رو به شکل های مختلف داشتم در دبیرستان چون درسها سخت بودن و من نمره برام خیلی مهم بود اضطراب خودشو بیشتر نشون داد تا اینکه انقدر اطرافیان و افراد مختلف بهم گفتن استرس داری و حتی گاها جنبه ی تمسخر هم میدا کرد به مشاور و روانپزشک و ... مراجعه کردم نمیدونم. متدرم تعریف میکنه که وقتی بچه بودم چندباری با ترس از خونه ی فامیلمون بر میگردم پیشش میدونم ولی نمیدونسته دلیلش چیه حس میکنم اون ترس در وجودم مونده که به شکل های گوناگون خودشو نشون میده آیا با هیپنوتیزم میاونم متوجه بشم اون ترس چی بوده؟ الان خیلی از قبل بهترم چون دوره هایی رو رفتم و کتاب خوندم و در واقع بیشتر از اینکه روانپزشک و روانشناس بهم کمک کنه خودم خود درمانی کردم اما دوست دارم اون ریشه رو پیدا کنم چون گاها به شکل های دیگه بازم ترسم برمیگرده مثلا وقتی قراره تنهایی کاری رو انجام بدم یا مسابقه ای شرکت کنم یا مسئولیتی که حدید هست رو قبول کنم ترس به سراغم میاد من بهش بی اهمیتی میکنن و به سمت اون کار خرکت میکنم ولی خب اذیت میشم. ممنونم در رابطه با اون ترس کودکی و فهمیدن عدتش و اینکه آیا علت همه ی اینا اون بوده یا نه راهنماییم کنید. چون در برهه ی کودکی ترسم خیلی شدید بود حتی از صدای جارو برقی، شخصیت های تلویزیونی مثل مجید که دستش بلند بود، مهدکوک رفتن و کمی آمادگی میترسیدم...

ناویکولر فرعی (کشیدگی روی پا)

2 سال پیش

با سلام من تکواندو کار میکردم که یکبار به شدت روی پام کشیده شد. چند ماه بعد به پزشک مراجعه کردم و ناویکولر فرعی تشخیص دادند و داروهای ضد التهاب و آمپول مفصلی هیالگان و گچ را تجویز کردند. بعد از یک ماه گچ پام رو باز کردم اما درد پام تغییری نکرده و به شدت درد می کند من فکر میکنم که ضربه باعث شده که ارتباط ناویکولراصلی و فرعی پاره شده و راه رفتن باعث جدا شدن دو استخوان از هم و درد میشود. پیشنهاد شما بعد از این درمان ها چیست؟ از پاسخگویی شما بسیار متشکرم.

300
1

انگشت چکشی ( ضرب دیدگی و کجی انگشت بر اثر ضربه )

2 سال پیش

با سلام خدمت شما من تقریباً دو ماه پیش بر اثر ضربه در تمرین ورزشی به بند انتهایی انگشت میانی دچار عارضه انگشت چکشی شدم که با راهنمایی غلط اساتید و سهل انگاری تنها آن را برای دو هفته آتل کردم بعد از آن برای پیگیری های بیشتر به دکتر مراجعه نکردم و تقریبا بعد از 2 ماه به همکاران شما مراجعه کردم و گفتند که امکان جراحی به دلیل گوشت گرفتگی وجود ندارد ، آیا راهی برای درمان انگشت وجود دارد ؟؟ با تشکر از زحمات بی دریغتان

برچسب ها :

توده در ریه

2 سال پیش

با سلام و خدا قوت بیمار 47 سالمون که نمونه برداری از ریه اش انجام شد در بخش آی سی یو بستری شد و پزشکشون این جواب آزمایش چون نتیجه درمانگاه خصوصی بود قبول نکردن و ما قادر به انتقال ایشون به مراکز استان ها نیستیم و از شما درخواست ثبت نظر دارم متشکرم

عفونت و درد مفصل زانو

2 سال پیش

با سلام اقایی 37 ساله هستم، 3 سال قبل جراحی استئوتومی تیبیا زانوی چپ انجام دادم پس از گذشت ۱سال از زمان جراحی در محل جراحی خروج عفونت رو مشاهده کردم وبا پزشک معالجم درمیان گذاشتم بعد ازانجام تصویر برداری وآزمایش خون مورد خاصی مشاهده نشد تنها موضوعی که مطرح شد واکنش سیستم بدنی من به پیوند استخوان عنوان شد متاسفانه تا به امروز بیش از یک سال ونیم من این وضعیت رو دارم کنترل میکنم نه تنها عفونت از بین نمیره بلکه باتوجه به زیاد شدن ترشحات عفونی درد درناحیه ی مفصل سر زانوم بسیار زیاد وشدید داره میشه لطفا راهنمایی کنید ممنونم

بیماری متعدد و عدم درمان

1 سال پیش

سلام اینجانب اقایی ۴۳ ساله هستم بیماریهای متعددی دارم اما هرچه به پزشک مراجعه میکنم نتیجه نمیگیرم مشکل تنگی مجرای اداری مشکل تنفسی مشکل قلبی مشکی گوارشی مشکل بینایی وناتوانی وضعف جسمانی بیش از حد دارم اما نمیدانم چرا هیچ دکتری موفق نشد بیماری مرا تشخیص بدهد خواهشا کمکم بکنید وزنم الان ۵۱کیلو رسیده وقد ۱۷۸ وتوانایی کارکردن ندارم دارای خانواده ۶نفره هستم مستاجرم وکارم ازاده لطفا راهنماییم بکنید چکار بکنم

جواب آم آرآی

2 سال پیش

با سلام خانمی 43 ساله هستم، نتیجه ام ار این چیه؟ ممنون

برچسب ها :

نمایش 20 سوال از 1,191 سوال - شماره 1 تا 21

از شکیبایی شما متشکریم ...