سلامتی 24

سوالات پزشکی

اختلالات و مشکلات جنسی / ریشه های روانشناختی اختلالات جنسی

2 سال پیش

سلام بنده موقع نزدیکی با جنس مخالف تا وقتی لباسمو درنیاوردم همه چی رواله ولی لباسمو دربیارم کل نفسم میخابه الت جنسیم کلا هیچ میشه دلیلش هم اصلا استرس نیس چون چن بار تست کردم

راهنمای جامع اسکیزوفرنی در دوران کودکی

1 سال پیش

سلام، وقت بخیر، پدر یک پسر 8 ساله هستم، پدر خودم اسکیزوفرنی دارد، عموی همسرم هم اسکیزوفرنی دارد. پسرم از بچگی لکنت دارد که در حال گفتار درمانی هست، لکنتش بهتر شده اما چند ماه هست هیچ پیشرفتی نداشته، به یک سری مواد غذایی هم از سه سالگی حساسیت پیدا کرد و کهیر میزد که زیر نظر دکتر نئوتادین مصرف میکنه و جدیدا خارش گلو داره که با نئوتادین خوب نمیشه. حدودا یک سال یا کمی بیشتر میگفت اشکال دایره شکل رنگی میبینم، بعد از مدت کوتاهی دیگه از دیدن این دایره های رنگی خبری نبود، به تازگی بیان میکنه که با یکی که شکل سرش مثل مار هست و پاهاش مثل آدم، در مغزش صحبت میکنه. میگه اوایل زیاد با هم دعوا میکردیم اما الان صلح کردیم، اسم این موجود وجدان هست و بهش میگه چه کارهایی خوب و بد هست اما گاهی هم انگار بهش گفته فلان کار بد را انجام بده که پسرم مقاومت کرد میگه این موجود از خودش بزرگتر و قد بلند تر هست، پسرم در یادگیری درس متوسط هست، در سه سالگی پسرم، مشکلات من و همسرم زیاد بود و به طلاق رسیده بودیم که بلاخره این اتفاق نیفتاد اما پسرم اون مشکلات را یادش هست و بیان میکنه که اون روزها سخت بوده واسش. خودم در یک دوره، ترک اعتیاد و مشکلات روانیم رو تحت نظر دکتر با فلوکستین برطرف کردم، خانومم هم الان وسواس شستن دست داره. با این قصه ی طولانی، لطفا بفرمایید که آیا میشه تشخیص داد که پسرم اسکیزوفرنی دارد یا خیر؟ راهکار چیست؟

اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD)

1 سال پیش

خواب زیاد میبینم،بی موضوع و مختلف و گاهی از فعالیت های مختلف روز. در خواب ناخوداگاهن فرق بین خواب و بیداری رو تشخیص نمیدم و بعد بیدار شدن احساسات غیرواقعی بودنی دارم و هر روز صبح همین است ایا طبیعی است؟ همچینین اخیرا(حدود یکسال پیش) شرایط استرس زا شدیدی رو گذرونده بودم و احساسات و عواطفمم هم خیلی درگیر بوده. خواب دیدن رو همچنان از یکسال پیش دارم چه کنم؟ مراجعه روانشناس یا روانپزشک مراجعه نیاز هست؟ کنکور هم دارم و نمیدانم ذهنم رو برای کنکور متمرکز کنم یا به این موضوع هم بپردازم ایا نیاز به مراجعه روان درمانی هست یا با پرداختن به فعالیت ها میتونم از این مسائل بگذرم؟ تا حدود دو ماه خودارضایی شدید هم داشته ام

علائم بیماری آلزایمر و راه های پیشگیری و درمان آلزایمر

1 سال پیش

سلام بی قراری نشانه های آلزایمر شب ادراری استرس یه جا بند نمی شه کارای تکراری پاهاشو نشسته تکان میده مثلا شب درو میزنه حرفای بی ربط میزنه میگه خونم درحالی که خونه شه دکتر ریسپریدون۱میلی با آلپرازلام واگزیم۳داده ولی اگزیم را چون استفراغ داش قطع کردن لطفا بگین چه بکنیم زندگیم داره ازهم می پاشه

نحوه مصرف قرص بوپروپیون پیوسته رهش

2 سال پیش

سلام. دکتر روانپزشک قرص ولبان ۱۵۰ روزی ۲ عدد یکی صبح و یکی ظهر تجویز کرده اند. برای اینکه شب دچار بی خوابی نشوم قرص که پیوسته رهش است را حداکثر تا چه ساعتی باید مصرف کنم؟ اگر صبح دیر بیدار شدم به چه صورت بخورم؟ با سپاس

افسردگی فصلی چیست؟ علائم و نشانه های آن

11 ماه پیش

ببخشید من مادرم حدود سه سال همین موقع یک ماه به عید این حالتارو داره من هردکتری که بگین بردم همش احساس بیحالی شدید داره پشت گردنش داغ میشه احساس میکنه چیزی داخل گلوش هس وهمش میگه نعدم یه جوری هستش

علت فراموش کردند خاطرات و اتفاقات گذشته

7 ماه پیش

سلام، دختر 25 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. در طی این سالها در ارتباط با بقیه دوستانم متوجه شدم که مقادیر بسیار زیادی از حافظه و خاطراتم را از دست دادم یعنی گاهی دوستانم یه چیزی رو تعریف میکنن که من میپرسم مطمئن هستن که منم باهاشون بودم اون موقع؟ برای مثال، من تا سن 12 سالگیم شاید فقط 5 تا دونه خاطره داشته باشم و مجموع خاطراتم تا سن 20 سالگی شاید کمتر از 20 عدد باشن حتی همونایی که هستن رو هم شک دارم واقعی باشن یا ساخته ذهن خودم باشن 4 سال با یک فرد در رابطه عاطفی بودم و الان بیشتر از یکسال گذشته و من به سختی چندتا خاطره از ایشون رو تو ذهنم دارم به شکل کلی همه چیز رو دارم فراموش میکنم و حدود 3 سالیه که دیگه کلی از درس هام و مسائل روزمره زندگی هم هرزگاهی یادم میره یعنی هزارجا یادداشت میکنم تا فراموش نکنم واقعا دیگه خسته شدم از اینکه هی به خودم اینطوری یادآوری کنم خواستم بپرسم مشکل من چیه؟

افسردگی و علائم و نشانه‌های آن چیست و چگونه درمان می‌شود؟

1 سال پیش

سلام روزتون بخیر من بچگی سختی داشتم و پدرم دو تا زن داشت که هر دو تو یه خونه با بچه ها با هم زندگی میکردن. هر روز هم دعوا بود تو خونه. پدرم هم شخصی عصبی است که نمیتونه خشمش رو کنترل کنه و دست بزن داشت و مادرم رو میزد. با بچه هاش خیلی خوب بود و مارو خیلی دوست داشت . فقط زودجوش بود . چون جنگ رفته بود و موجی شده بود. الان من یه آدم موفق تو رشته تحصیلیم که مهندسی برقه هستم . ولی از کارم و از زندگیم ناراضیم چون حقوق پایین بهم میدن. همیشه تو محیط کار ناراضی بودم حتی وقتی جای بهتر بودم و هی شغلم رو عوض میکردم. از زندگیم هم ناراضی هستم . با اینکه همسرم باهام رفتارش خیلی خوبه و دختر کوچیکی هم داریم که اونم بچه سالم و خوبیه . یه سری مشکلات با همسرم دارم مثل اینکه تو کارا بهم کمک نمیکنه ولی اینا مشکل جزیی هست و بیشتر مواقع خودم با کوچیکترین ناراحتی بهم میریزم و زود عصبانی میشم و با لحن بد با همسرم صحبت میکنم . حتی با دخترم هم که بچه ۲ ساله است بعضی وقتا مثلا وقتی خونه رو کثیف میکنه عصبانی میشم و کتکش میزنم . میدونم این حالاتم ریشه در بچگیم داره ولی دست خودم نیست حالاتم و بی انگیزگی و بی انرژی بودنم . این یه خلاصه از مشکلاتم بوده. مشکلات دیگه هم هست مثل عدم اعتماد به آدم ها، اعتماد به نفس پایین در ظاهر و قیافه، به شدت کم صبر، زودرنج بودن، تردید در تصمیم گیری ها، سرعت بالا در رانندگی، یکدندگی ، تاثیر پذیری زیاد از حرف بقیه، دخالت خانواده همسرم و تاثیر بالا اونها بر زندگی ما . لطفا بهم میگید نیاز به روانپزشک دارم یا روانکاوی و مشاوره؟

علت بی قراری وپرخاشگری و روش های درمان آن در نوجوانان

3 ماه پیش

سلام پسرم 18 ساله است بی قرار و عجول است زود عصبانی میشه حدودا یک سال است دوستانش رو کنار گذاشته و بد بین شده تقریبا سه ماهه مدام با خودش حرف می زنه .وسواس هم کمی داره و لجبازی می کنه نگران درسش هم هستم

برای بیماری اختلال اضطراب اجتماعی چه روش های درمانی هست؟

2 ماه پیش

باسلام من ازنوجوانی دچاراضطراب اجتماعی هستم.واقعابرام سخته توی جمع یاپشت تلفن صحبت کنم ترس ازتمسخرشدن یابی اهمیت شدن توی جمع دارم.وقتی حرف میزنم استرس میگیرم صدام میلرزه و... لطفاراهنماییم کنید که برای درمانش چکاربایدانجام بدم؟

اختلال نقص توجه و بیش فعالی در بزرگسالان و روش های درمان آن

1 سال پیش

سلام. دانشجوی سال اول کارشناسی هستم با اینکه 23 سالمه . چند تا مشکل دارم. اولیش اینه که هر کاری رو با اشتیاق شروع میکنم اما نصفه ولش میکنم. حتی ممکنه کاری رو تا 80 درصدش انجام داده باشم ولی وقتی ازش خسته بشم اصلا نمیتونم ادامه بدم. دوما اینکه تغییرات خلقیم خیلی زیاده . بجز تغییرات خلقی ماهانه خانم ها که زمانش مشخصه، یک روزهایی خیلی سرحالم و کارهام رو انجام میدم و تمام میکنم و یک روز هایی خیلی بی حوصله هستم و اصلا نمیتونم خودم رو وادار به انجام کاری کنم و مجبورم منتظر بمونم تا اون دوره حال خوبم برگرده. سومین مشکلم اینه که من خیلی زود حواسم پرت میشه. و اینکه خیلی فراموشکارم ، وسایلم که تا همین چند دقیقه پیش دستم بود رو گم میکنم. یا مثلا میریم جایی و باید وسایلمون رو توی صندوق امانات بزاریم کلیدش رو حتما باید بدم به دوستم وگرنه خودم گمش میکنم. کلمات رو وسط صحبت کردن فراموش میکنم و وقتی کلمه رو یادم میاد داستانی که داشتم میگفتم رو یادم میره یا وقتی فردی حرف میزنه حواسم پرت مغازه های اطراف یا وسایل اطراف میشه. خیلی زود عصبی میشم و به نور و صدا هم خیلی حساسم. خیالپردازی بیش از اندازه دارم.گاهی مغزم قفل میکنه و نمیتونم اصلا روی هیچ چیزی حتی یک جمله تمرکز کنم. و خیلی علایٔم دیگه که الان حضور ذهن ندارم.میخواستم بدونم آیا ممکنه من «نقص توجه و تمرکز داشته باشم »یا «مشکلات فیزیکی داخلی هم میتونه باعث این مشکلات باشه» یا «کلا تنبلم و بی خیال هستم»؟

بی محبتی و بی تفاوتی همسر، ریشه یابی علل و حل آن

1 سال پیش

سلام وقتتون بخیر من تو این مدت کرونا واقعا بهم ریختم کارمو از دست دادم احساس میکنم زندگیمو دوست ندارم همسرمو دوست ندارم و دارم بالاجبار باهاش زندگی میکنم.همش نق میزنم و از همسرم محبت می خوام ولی اونم درگیر کارشه و محبت خاصی بهم نمیکنه حتی این اواخر بهم گفت دیگه تو رو نمی بینم برام مهم نیستی.وقتی نمی تونم حرفمو راحت بگم سعی میکنم با حرفای تند همسرمو تخریب کنم چون حس میکنم اون مقصره که این زندگی رو برا من ساخته اون همش به دنبال عقده های کودکیشه و فقط به فکر شغل و پول در آوردنه نه سفری نه تفریحی نه حتی بچه دلش می خواد میگه فقط ولم کن کار کنم و به آرزوهام برسم توام برو دنبال آرزوهای خودت.یه جور احساس می کنم که ولم کرده و بود و نبودم تو این زندگی هیچ فرقی به حالش نداره.همسرم پسر کوچیک خانوادس و همش میگه پدر و مادرمو ول نمیکنم هر جا میریم اونارم با خودش میاره اصلا حس میکنم استقلال تو زندگیم جایی نداره از یه طرفم طبقه ی پایین خونه مادر شوهرم زندگی می کنیم و از خانواده ی خودم دورم ما تو یه شهر کوچیک زندگی می کنیم و خانوادم تو یه شهر بزرگ.کارمم که از دست دادم حس میکنم زندگیم بی مفهوم شده.حس میکنم داره بهم ظلم میشه این حق من نبود چون تو همه حال سعی کردم به همسرم کمک کنم تو خونه خریدن ماشین خریدن ولی گاهی فک می کنم اون اصلا این چیزارو نمی بینه و نمک نشناسه.اونم همین حسو نسبت به من داره میگه تو می خوای نظر خودتو به همه غالب کنی و خوبیای منو نمی بینی. همسرم خیلی راحت بهم میگه تو بری هم برام اصلا مهم نیست فک میکنم جایی تو زندگیش ندارم و الکی خودمو دارم درگیرش میکنم. گفتم بچه دار شیم گفت من بچه دوست ندارم تو دوس داری باشه بچه دار میشیم!اصلا هیچ رغبتی تو نگاهش به زندگی نمی بینم من دختر شاد و سرزنده ای بودم ولی با زندگی متاهلی واقعا بهم ریختم.لطفا کمکم کنید. لطفا کمکم کنین واقعا گاهی به خودکشی فکر میکنم تا حداقل دل همسرمو بسوزونم تا آخر عمر عذاب وجدان بکشه!چون وقتی می بینه من گریه میکنم اصلا بهم توجه نمیکنه انگار یه چوب خشکه!حس میکنم حالم خیلی بده گاهی انقدر قلبم تند میتپه که می خواد از جاش دربیاد.

علائم افسردگی و حملات پانیک و روش های درمان آن

1 ماه پیش

سلام خانوم دکتر خسته نباشین من 1سال پیش زایمان کردم بعد 3هفته تپش قلب گرفتم یهویی رفتم اکو ونوار قلب گفتن رگ اضافه داره بعدش کرونا گرفتیم خانوادگی من فکر خانوادمو میکردم شبا نمیتونستم بخوابم بعد اون تپش یه ترس وجودمو گرف به دکتر قلبم نرفتم چن بارم تکرار شد بازم نرفتم تا دیروز دوباره گرف رفتم بیمارستان آمپول زدن ضربان قلبم اومد پایین خیلی خاطره بدی دارم اذیت شدم مشاوره هم رفتم ولی فایده نداشت

عمل تغییر جنسیت مرد به زن و کنار آمدن با بار روانی موضوع تغییر جنسیت

6 ماه پیش

با سلام و خسته نباشید ببخشید من مردی 46 ساله هستم شاید باورش براتون سخت باشه ولی حدود 6 ساله قبل تو خواب بهم گفتن بعلت بعضی مسایل شما زن خواهید شد و در طول این مدت در بدن من تغییرات خاصی اتفاق افتاد که کلا بدن من از مردانه به زنانه تبدیل شده که بیشتر تمایلات و خصوصیات زنانه به غیر ظاهر صورتم در من پیدا شده که در این مدت هیچ تمایلی به خانمها نداشته و ندارم و متاسفانه تمایلاتم به آقایون بیشتر شده و رفته رفته دارم کامل تر میشم و متاسفانه از ترس آبروم خجالت میکشم که حضوری به دکتر یا مشاور مراجعه کنم اگه میشه لطفاً راهنماییم کنید

برای رفع مشکل شک و تردید و نداشتن اعتماد به همسرچه باید کرد؟

1 سال پیش

سلام،من ۱۱ساله که ازدواج کردم یه دختر ۷ ساله هم دارم شوهرم گوشیشو از اول قفل میکرد چند بار ازش خیانت هم دیدم و هربار ازش سوال میکنم طفره میره وجواب درست و حسابی نمیده البته صادقانه بگم منم یک بار تلافی کردم و خودش فهمیده الان هم دیگه روش تو روم باز شده و میگه گوشی یه وسیله شخصیه و من اینجوریم

چگونه شخصیت قوی و محکمی داشته باشیم؟

1 ماه پیش

سلام من تو بچگی سختی های زیادی کشیدم و اذیت شدم همش و یه سری مسایل که الانم درگیرشون هستم دلم میخاد 30 سالمه جدا بشم از خانواده و مستقل بشم چهار سال پیش شروع کردم کار کردن ولی خوب چیزی جمع نمیشه , چون اگه خانواده ام نباشن و رابطه ام باااشون کم باشه خود ب خود مسایل و یاداوری هام کم تر میشه ولی خب به خاطر شرایط اقتصادی مجبورم د رکنار خانواده باشم فعلا , وسواس عملی دارم مقدازش کمه خودم از لحاظ روحی رو خودم کار میکنم , مشکلات روده دارم دکتر گفت عصبیه مشکلات روده و غیره , هر کسی چیزی میگه خاستم روانکاو برم چند جلسه چند سال پیش رفتم نرفتم دیگ الان دکتر خودم میگردم نیس , یکی میگه روانشناس بالینی باید بری میپرسم میگم روانکاو قبلا بهم گفتن میگن ن تو شهر ما روانکاو نداریم در صورتی به نظرم باید داشته باشیم میشه کسی کمک کنه یه روانکاو خوب تو شهرمون خانم باشه بهم معرفی کنین , ممنون میشم خرم آباد لرستان

نمایش 20 سوال از 28 سوال - شماره 1 تا 21

1
از شکیبایی شما متشکریم ...