تبلیغات

سوالات پزشکی در دسته بندی بیماری های روانپزشکی

درمان مشکلات اضطرابی و کمال گرایی و اعتماد به نفس در جوانان

5 روز پیش

اضطراب من 19 سالمه و دانشجوی فرهنگیان هستم و مشکل بزرگی که دارم اینه که به شدت اضطراب دارم یعنی میتونم بگم در هر موقعیت جدیدی که منو با دیگران رودررو کنه مضطرب میشم حتی تصور موقعیت استرس‌زا باعث اضطراب و دل‌نگرانیم میشه موقع حرف زدن با غریبه ها یا تو جمع، اضطراب شدید دارم تپش قلب شدید، عرق میکنم لکنت زبان میگیرم لحن صدام یه‌جورایی ضعیف و لرزان میشه و نفسم انگار داره بند میاد. مشکلات حافظه و فراموشکاری به نظرم این اضطراب خیلی رو حافظه‌م تاثیر بد گذاشته در واقع اضطراب، مرکب حافظه‌م رو خشک کرده و مطلبی که قصد دارم به حافظه م بسپرم در جایی ثبت نمیشه تا بخوام به یاد بیارمش. تو احوالپرسی ها چیزی به ذهنم نمیرسه که سرصحبت رو باز کنم. وقتی یه چیزی رو می خوام تعریف بکنم اولا فقط چیزایی رو میتونم تعریف کنم که در حد چند جمله باشه ثانیا قبل از اینکه بخوام به زبون بیارم حتما همش باید فکر کنم که چی بگم و چطور بگم حتی حرفای طرف رو پیش بینی میکنم مثلا میگم اگه اینو گفت اینو میگم با همه اینا بازم حین صحبت گفته هام یادم میره و بعضی وقتا مجبور میشم خودم ادامه‌ی موضوع رو سرهم کنم که خیلی اوقات هم نامفهوم میشه یعنی واژه ها یا جمله هایی به کار می‌برم که اصلا ربطی به موضوع نداره و این اتفاق باعث میشه برای دفعه بعد خودمو راحت کنم و چیزی تعریف نکنم حالا اگر هم بخوام بداهه حرف بزنم اول از همه اضطراب می گیرم، کلمات مناسبو پیدا نمی کنم جملات رو قاتی میگم خلاصه حافظه ‌م یاریگر نیست وقتیم نتونم بگم یعنی نتونم به یاد بیارم اون وقته که خجالت میکشم بعدا به خودم میگم چرا اینو نگفتم چرا اونو نگفتم خودمو سرزنش میکنم. من متاسفانه فرقی که با آدمای فراموشکار دارم اینه که اونا یه مطلب رو حفظ میکنن بعدا یادشون میره من درست اونموقع که مطلب رو خوندم یادم میره مثلا شما داری حرف میزنی با اینکه من دارم بهتون توجه میکنم اگه ازم بپرسید داشتم چی می گفتم گمونم نتونم بهتون بگم چون همون لحظه یادم رفته وقتی یه فیلم رو نگا میکنم بعدا که تموم شد به سختی میتونم حتی کلیاتشو برای فردی که ازم خواسته یا حتی خودمم تعریف کنم. البته یه نکته اینجا قابل توجهه که الان تقریبا بی تحرک شدم و سبک زندگی و الگوی غذاییم خیلی نادرسته و خیلی دیر میخوابم خیلی پرخوری میکنم و چاق هم هستم البته شاید مشکلات حافظه‌م علتش این نوع سبک زندگی باشه اما قبلا که لاغر و پرتحرک بودم هم این اضطراب و خجالت سر جاش بود حواس‌پرتی خیلی وقتا نمیدونم وسایلمو کجا گذاشتم کارایی که ظرافت و دقت و هماهنگی خاصی میخواد رو نمیتونم یاد بگیرم یا به سختی؛ مثلا تو آموزش رانندگی که باید حواست به همه چی باشه من نمی تونستم همزمان حواسم به همه چیز باشه حتما یه چیزیو فراموش میکردم افسردگی اغلب اوقات غمگینم همیشه خسته‌م خوابم میاد هرچقد بخوابم سیر نمیشم تو بعضی خوابام کابوس می بینم دو سه بار تجربه بختک رو داشتم یه چند وقتیه خیلی به خودکشی فکر میکنم حتی راه های خودکشی رو هم مجسم میکنم ولی هنوز اقدامی نکردم خجالت و اضطراب اجتماعی خیلی خجالتی و کم صحبتم پیش مردم اصلا خودم نیستم یعنی اصلا راحت نیستم، نمیدونم چیکار کنم دستوپامو گم میکنم وقتی با کسی هم‌صحبت میشم خیلی سختمه بخوام بهش نگا کنم و ارتباط چشمی و کلامی برقرار کنم مه مغزی من تقریبا همه علائم اختلال مه مغزی رو دارم تمرکزم با مشکل مواجه شده قدرت تفکرم کند شده در به خاطرسپاری اطلاعات مشکل به وجود اومده برام مهارت گفتاری و نوشتاریم به مشکل برخورده یعنی نمی تونم کلمات مناسب رو برای برقراری ارتباط با طرف پیدا کنم من قبلا هم این مشکلات رو داشتم ولی الان شدت گرفته یادگیریم کند شده یعنی چیزای تازه رو به سختی یاد می گیرم فوقش اینه که میتونم موضوع تازه رو بخوام حفظ کنم نه اینکه درکش کنم و در عین حال هم چیزایی رو که یادگرفتم رو فراموش نمی کنم. یه بار رفتم پیش یه روان پزشک ایشون اضطراب اجتماعی و کمال‌گرایی رو تشخیص دادن بعد ازم تست نوروفیدبک گرفتن و مشکلاتی از جمله اضطراب شدید، ضعف حافظه، نقص در توجه و تمرکز، تفکر مه‌آلود، تفکر وسواسی، خلق پایین و کم بودن سروتونین مغز رو شناسایی کردن و برام داروهای کلردیازپوکساید، پروپرانولول، آسنترا سرترالین، جینک اکتیو تجویز کردن که هیچ تاثیری نداشت یا مثلا پرپرانولول رو که مصرف میکردم موقتی اضطرابم رو خیلی کم میکرد ولی اونای دیگه هیچ تاثیری نداشتن و گفتن که به حداقل 40 جلسه نوروفیدبک و جلست متعدد روان‌درمانی نیاز دارم اما من چون شهرستانم و تو شهرمون روان پزشک خوب گیر نمیاد باید هر هفته 2-3 بار برم مرکز استان و برگردم که نمیتونم به نظرتون چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید کارم به خودکشی رسیده

علت و راهکار برای بهبود افراد برای پیشگیری و درمان گوشه گیری

2 هفته پیش

باسلام شخص فردی است که حدودا یک سال و نیمی هست که سرد ومنزوی شده و حتی با خانواده صحبت نمیکند وحتی تلفن همراه خود را خاموش کرده وازآن استفاده نمیکند از خانه برون نمیرود و حتی خیلی کم از اتاقش بیرون می آید و بیشتر موقع داخل اتاقش هست و در را روی خود میبندد و با کسی صحبت نمیکند شخص حتی شبها چراغ اتاقش را روشن نمیکند و حتی در تاریکی به مقدار خیلی کم غذا میخورد.شخص حتی بهداشت فردی خود را رعایت نمیکند وگاها حتی در اتاق دستشویی میکند و همچنین لباس مناسب نمی پوشد شخص گاها با صدای نسبتا بلند با خودش صحبت میکند (حرف های نا مفهوم) شخص نسبت به اتفاقات ناراحت کننده اطراف و خویشاوندان بی توجه است به گونه ای که حتی وقتی زن دایی اش فوت کرد هیچ واکنشی نشان نداد و مثلا برادرش بعد از یک سال امده خانه و او حتی نیامدکه با برادرش سلام بکند. شخص از اینکه او را ببریم به مطب دکتر یا روانشناس سر باز میزند و میگوید که هیچ مشکلی ندارد حالا میخواستم ببینم این شخص چه مشکلی دارد و برای درمان این شخص چه کاری باید انجام دهیم.

عوارض مصرف قرص بی پریدین (Biperiden) در جهت ترک ترامادول

3 هفته پیش

با سلام و احترام بنده 33 سن دارم و مدت 1 سال ترامادول مصرف کردم و بعد از مراجعه به روانپزشک( متخصص اعصاب و روان) توانستم ترک کنم. حال پس از یکسال دوباره به مصرف ترامادول متمایل شدم و البته مصرف نکردم. روان پزشک هم در کنار دارو های آسنترا 100 و بوپروپیون 75 قرص بی پریدین 2 هم تجویز کردن که در صورت داشتن تمایل مصرف ترامادول از این قرص بی پریدین مصرف کنم. در حال حاضر 2 ماهی هست که دارم از بی پریدین مصرف میکنم با دوز دو تا صبح و دوتا عصر. خواستم ببینم عوارض استفاده از این قرص بعد از مصرف مداوم چی هست. همونطور که اطلاع دارید این قرص نوعی سرخوشی جذاب میده و عادت کردم به مصرفش. آیا ادامه این دارو به صلاح هست؟؟ حس خوبی میده و اضطرابم کم کرده و فشار روانی کمتری هم متحمل میشم

آیا عوامل ژنتیکی باعث حملات پانیک و اختلال هراس می شود؟

1 ماه پیش

با سلام خدمت دکتر محترم .میخواستم بدونم علل اصلی حملات هراس چه چیزهایی هستند؟ آیا ژنتیک از علل و عوامل ایجاد و بروز حملات هراس میتواند باشد؟

درمان و علت اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت (اختلال زوال شخصیت)

1 ماه پیش

سلامو عرض ادب یه مشکلی دارم که یک سالی هست خیلی درگیرم کرده یه روز بعد از اینکه جلوی آینه رفتم موهامو شونه کنم یهویی فک کردم خودم نیستم و ترس بسیار بسیار شدیدی گرفتم و حمله ی وحشتناکی بهم دست داد جوری که انگار داشتم از خودم جدا میشدم بعد از اون سرم تا سه روز یه جوری بود سردرد نبود یه جوری بود نمیدونم چطور بگم بعداز اون موقع دیگه یاصلا نمیتونم فکر کنم اصلا نمیتونم روو چیزی تمرکز کنم و اینکه میخام راجب یه چیزی که میخام فکر کنم خیلی عصبی میشمو میخام بزنم همه چی رو خردو خمیر کنم و بدتر اینکه احساس خیلی بدی دارم و اونم اینه که احساس میکنم وجود ندارم احساس میکنم خودم نیستم احساس میکنم همه چی الکیه خیلی عصبی میشم اون موقع همش فکر میکنم دارم‌دیوونه میشم همش فکر میکنم دارم جنون پیدا میکنم همش خوابایی میبینم که توو واقعیتم دوباره همون حسو حالو دارم و خیلی میترسم که الان خوابم یا بیدارم همون حالتای خواب دیدنو دارم همش دارم دیوونه میشم نمیدونم چیکار کنم اصلا زندگی ندارم توو سرم فقط فکره پسر هستم و 32 سالمه خواهش میکنم کمکم کنین

درمان خود ارضایی مردان و راهکارهای موثر

3 ماه پیش

متاسفانه به بیماری خود ارضایی معتادم با اینکه 5 سال ازدواج کردم هفته ی یک یا دو بار خود ارضایی دارم.همسرم متوجه کارم شده(با همسرم هفته ی یک یا دو بار رابطه دارم) از من زده شده.خواهشمندم کمکم کنید چکار کنم زندگیم رو هواس چندین بار ترک کردم ولی باز اخرش نتونستم ممنون

تاثیر مصرف داروی ضد افسردگی در دوران بارداری

4 ماه پیش

سلام من 2سال برای افسردگی تحت درمانم و درحال حاضر وضعیتم خیلی خوب شده ولی همچنان لاموتریژن 100 و سرترالین 50 هر دو به صورت نصف روزانه مصرف میکنم قصد بارداری دارم آیا این دارو ها خطرناک هستن؟

اختلال نقص توجه و بیش فعالی در بزرگسالان و روش های درمان آن

4 ماه پیش

سلام. دانشجوی سال اول کارشناسی هستم با اینکه 23 سالمه . چند تا مشکل دارم. اولیش اینه که هر کاری رو با اشتیاق شروع میکنم اما نصفه ولش میکنم. حتی ممکنه کاری رو تا 80 درصدش انجام داده باشم ولی وقتی ازش خسته بشم اصلا نمیتونم ادامه بدم. دوما اینکه تغییرات خلقیم خیلی زیاده . بجز تغییرات خلقی ماهانه خانم ها که زمانش مشخصه، یک روزهایی خیلی سرحالم و کارهام رو انجام میدم و تمام میکنم و یک روز هایی خیلی بی حوصله هستم و اصلا نمیتونم خودم رو وادار به انجام کاری کنم و مجبورم منتظر بمونم تا اون دوره حال خوبم برگرده. سومین مشکلم اینه که من خیلی زود حواسم پرت میشه. و اینکه خیلی فراموشکارم ، وسایلم که تا همین چند دقیقه پیش دستم بود رو گم میکنم. یا مثلا میریم جایی و باید وسایلمون رو توی صندوق امانات بزاریم کلیدش رو حتما باید بدم به دوستم وگرنه خودم گمش میکنم. کلمات رو وسط صحبت کردن فراموش میکنم و وقتی کلمه رو یادم میاد داستانی که داشتم میگفتم رو یادم میره یا وقتی فردی حرف میزنه حواسم پرت مغازه های اطراف یا وسایل اطراف میشه. خیلی زود عصبی میشم و به نور و صدا هم خیلی حساسم. خیالپردازی بیش از اندازه دارم.گاهی مغزم قفل میکنه و نمیتونم اصلا روی هیچ چیزی حتی یک جمله تمرکز کنم. و خیلی علایٔم دیگه که الان حضور ذهن ندارم.میخواستم بدونم آیا ممکنه من «نقص توجه و تمرکز داشته باشم »یا «مشکلات فیزیکی داخلی هم میتونه باعث این مشکلات باشه» یا «کلا تنبلم و بی خیال هستم»؟

درمان و علت ها و عوارض حملات پانیک و اختلال هراس

1 ماه پیش

سلام پسر 20 ساله هستم درحال حاضر نه سر کار میرم نه درس میخونم ینی یه ذهن خالی دارم ٫سه ماه پیش به مدت چهار شب مصرف الکل داشتم از فردای اون روز حس میکردم یک چیزی در سرم تغییر کرده ٫ حمله پانیک بهم دست میداد پیش پزشکای مختلفی رفتم کلی دارو عوض کردم این روز هارو گذروندم تا الان که یک روانپزشک بهم قرص الانزاپین دو و نیم برای شب و اسنترا برای روز دادن٫ به مدت سه چهار هفته فقط الانزاپین رو خوردم چون اسنترا حالم رو بد میکرد ٫ الان دوهفتس بعضی وقتا حس میکنم دارم به جهتی کشیده میشم حتی وقتی ثابتم البته با روانشناس مشورت کردم بهم گفتن یا عوارض دارو هست یا بازی ذهنم هست ٫ علائمی که الان دارم یه ذهن خیلییی پریشون هستش فقط فکرای منفی میکنم حس میکنم قراره دیوونه بشم یا چیزای دیگه ٫ 6 ماهه مشکل هوابیدن دارم ینی 4 صبح خوابم میبره تا 1 2 ظهر ٫ هروز دارم عذاب میکشم کم یا زیاد یعنی دارم اذیت میشم اما نمیدونم چرا ٫ استرس و اضطرابم هرروز دارم ٫ پیش روانپزشکای مختلفی رفتم تقریبا همه گفتن ریشه اینا توی اظطرابه اما بخاطر فرار از مشکلات سفت به درمانش نچسبیدم ٫ حس میکنم دیوونه شدم یه ترسی تو وجودمه اما نمیدونم چیه ٫ باعرض پوزش امشب رابطه ج‌ن‌س‌ی‌ داشتم بعد اون این حس کشیده شدنه به جهتی بیشتر شد یچیزی مثل سرگیجس٫

افسردگی و راهکار درمان خودزنی در نوجوانان

3 ماه پیش

سلام من یک پسر 16 ساله دارم ک 4ماه شده احساس نا امیدی و افسردگی شدید میکنه و حرف از مردن و خودکشی میزنه چند بار هم خودزنی کرده زود عصبانی میشه و به خود حمله میکنه و حدود 2 ماهه که دارو مصرف میکنه ...رهاکین 500ظهر و شب یکی _فلوکستین 20صبح یکی_الانزاپین5 شبی یکی _لاموتریژین 25 هر وعده یکی ....ک تاثیر زیادی در بهبودی اش نداشته ممنون میشم اگه راهنمیی کنین ..

حمله پانیک، علل، علائم و راه درمان این اختلال

1 سال پیش

با عرض سلام خانم ۲۲ ساله هستم یک سال هست اضطراب و ترس دارم و توی ماشین تنگی نفس و ترس شدید دارم با دارو کمی کنترل شده اما هنوز خوب نشدم داروهای نورتریپترین clinidium c پرانول ... اما جواب نمیده هنوز حملات اضطراب هست و توی ماشین خیلی اذیت میشم لطفا راهنمایی کنید

علائم، علت ها و عوارض حملات پانیک و اختلال هراس

8 ماه پیش

سلام خسته نباشید من یه پسر 25 ساله هستم که پارسال اوایل کرونا متاسفانه یه حالت تنگی نفس و احساس مرگ میکردم که یه خورده طولانی شد و از اونجایی که برادرم از 10 سالگیش دچار پانیک بود و هنوزم بعد 17 سال قرص مصرف میکنه بهم گفت که دکتر اعصاب و روان برم، دکتر بهم گفت که منم مثل برادرم دچار اختلال پانیک شدم و بهم قرص پاروکستین و کلونازپام دادن یک هفته قبل خواب یک چارم کلونازپام میخوردم و نصف پاروکستین، قرصا رو به مدت 2 ماه مصرف کردم و بخاطر اینکه میدیدم برادرم برا کم کردن دوز قرصای خودش که یکش فلوکستین بود چقدر اذیت میشخ و به ظاهر خوب شدم قرصمو دیگه نخوردم با اینکه برادرم مخالف بود و بعدش یکبار دیگه دچار پانیک شدم ولی قرص نخوردم و دیگه هم مشکلی نبود الان با گذشت بیش از یکسال متاسفانه چند روز پیش با خوردن یه اسپرسو چند ساعت بعدش یه حمله ی تقریبا طولانی بهم دست داد در حد چن دقیقه و از اون روز تا حالا که تقریبا 4 روز میشه هر روز بعدازظهر تا شب همش تو حالتیم که احساس نفس تنگی میکنم و گاها چند ثانیه حالم بد میشه خلاصه سوالم اینه که قرصا رو دوباره شروع کنم به خوردن یا هر جور که شما میفرمایید البته به جز این برادرم یکی دیگه از برادرام بازم مشکل اعصاب داشتن که نمیدونم چی بود ولی مدتها سرترالین مصرف میکردن

فوبیای شدید در زمینه حساسیت افراد و روش های درمان آن

11 ماه پیش

سلام وقت بخیر، من یه مشکل روحی که دارم فوبیای اجتماع دارم و بیرون نمیرم مبادا کسی چیزی به من بگه . و اینکه میگم هیشکی هیچی به من نگه. انگار که داره گیرمیده به من، تحمل هیچگونه شوخی و توهین و بی احترامی از هیچکس رو ندارم چون بعدا تو فکرم میمونه که چرا فلانی اونجوری گفت یا بامن برخورد کرد و تمرکزم رو ازدست میدم. و باید با خود طرف صحبت کنم و بهش بگم که منظوری داشتی یا اینکه معذرت بخواه.

برچسب ها :

عدم کنترل هیجانات و استرس، عصبانیت شدید و ناگهانی، منفی نگری

8 ماه پیش

سلام، شوهرم با کوچکترین مسئله دچار اضطراب و بیقراری و گاهی عصبی میشه، در عصبانیتِ زیاد به خودش و وسایل آسیب میزنه و حرفهای خشونت امیز.وگاهی خیلی سریع عصبی میشن. منفی نگری و منفی گویی میکنن. هرچند وقت اتفاقات تلخ گذشته رو زنده و ناراحتی میکنن.مدیریت روابط با دیگران هم دچار مشکل و گاهی تندی یا دوری از همه رو ترجیح میدن.در هرچیز بدترین حالت تو ذهنشون میاد.این مسائل رو پدرشونم داراست.متشکرم راهنمایی بفرمائید.

برچسب ها :

روش های درمان اختلالات اضطرابی

7 ماه پیش

پسری 18 ساله هستم مادرم همیشه رفتارهای مظطرب و عجیب داره سر هر مسئله کوچیک و بزرگ شدید و تشنجی رفتار می کنه

اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD)

6 ماه پیش

خواب زیاد میبینم،بی موضوع و مختلف و گاهی از فعالیت های مختلف روز. در خواب ناخوداگاهن فرق بین خواب و بیداری رو تشخیص نمیدم و بعد بیدار شدن احساسات غیرواقعی بودنی دارم و هر روز صبح همین است ایا طبیعی است؟ همچینین اخیرا(حدود یکسال پیش) شرایط استرس زا شدیدی رو گذرونده بودم و احساسات و عواطفمم هم خیلی درگیر بوده. خواب دیدن رو همچنان از یکسال پیش دارم چه کنم؟ مراجعه روانشناس یا روانپزشک مراجعه نیاز هست؟ کنکور هم دارم و نمیدانم ذهنم رو برای کنکور متمرکز کنم یا به این موضوع هم بپردازم ایا نیاز به مراجعه روان درمانی هست یا با پرداختن به فعالیت ها میتونم از این مسائل بگذرم؟ تا حدود دو ماه خودارضایی شدید هم داشته ام

راهنمای جامع اسکیزوفرنی در دوران کودکی

6 ماه پیش

سلام، وقت بخیر، پدر یک پسر 8 ساله هستم، پدر خودم اسکیزوفرنی دارد، عموی همسرم هم اسکیزوفرنی دارد. پسرم از بچگی لکنت دارد که در حال گفتار درمانی هست، لکنتش بهتر شده اما چند ماه هست هیچ پیشرفتی نداشته، به یک سری مواد غذایی هم از سه سالگی حساسیت پیدا کرد و کهیر میزد که زیر نظر دکتر نئوتادین مصرف میکنه و جدیدا خارش گلو داره که با نئوتادین خوب نمیشه. حدودا یک سال یا کمی بیشتر میگفت اشکال دایره شکل رنگی میبینم، بعد از مدت کوتاهی دیگه از دیدن این دایره های رنگی خبری نبود، به تازگی بیان میکنه که با یکی که شکل سرش مثل مار هست و پاهاش مثل آدم، در مغزش صحبت میکنه. میگه اوایل زیاد با هم دعوا میکردیم اما الان صلح کردیم، اسم این موجود وجدان هست و بهش میگه چه کارهایی خوب و بد هست اما گاهی هم انگار بهش گفته فلان کار بد را انجام بده که پسرم مقاومت کرد میگه این موجود از خودش بزرگتر و قد بلند تر هست، پسرم در یادگیری درس متوسط هست، در سه سالگی پسرم، مشکلات من و همسرم زیاد بود و به طلاق رسیده بودیم که بلاخره این اتفاق نیفتاد اما پسرم اون مشکلات را یادش هست و بیان میکنه که اون روزها سخت بوده واسش. خودم در یک دوره، ترک اعتیاد و مشکلات روانیم رو تحت نظر دکتر با فلوکستین برطرف کردم، خانومم هم الان وسواس شستن دست داره. با این قصه ی طولانی، لطفا بفرمایید که آیا میشه تشخیص داد که پسرم اسکیزوفرنی دارد یا خیر؟ راهکار چیست؟

علائم و درمان بیش فعالی کودکان : پرتحرکی ،عدم تمرکز

5 ماه پیش

سلام،مادر دختربچه 15ماهه هستم،در خانواده همسرم سابقه بیش فعالی عمو،دختر عمو و... وجود داشته،ایا با علایمی که میگویم دختر منم هم احتمال بیش فعالی وجود دارد؟1.دخترم فقط ماما،بابا،نه را می‌گوید،از هشت ماهگی شروع به راه رفتن کرده و الان لحظه ای آرامش ندارد مرتب در حال دویدن هست حتی تلویزیون رو در حال بالا و پایین پریدن و راه رفتن تماشا میکند،تلاش میکنم باهاش حرف بزنم یا بازی با اسباب بازی و...یادش بدم اصلا توجه نمیکنه حتی نگاه نمیکنه فقط سرگرم دویدن و بالا و پایین پریدن هست لحظه ای آرامش نداره فقط دویدن و بالا و پایین پریدن رو دوست داره بطوری که گاهی پاهاش درد میگیره.....اگه بیش فعالی باشه درمان برای زیر دو سال چگونه هست؟

برچسب ها :

اقدام به بارداری بعد از قطع مصرف ترانکوپین و کلونازپام

6 ماه پیش

سلام وقت بخیر در حال حاضر ترانکوپین 100 هر شب یک چهارم و کلونازپام هم یک چهارم مصرف میکنم البته طی دو هفته اخیر مصرف ترانکوپین نصف بوده هر شب که کاهش پیدا کرده سوال من این هست که چه مدت بعد از قطع قرص ها میتونم اقدام به بارداری کنم؟

مقدار مصرف داروی سرترالین (ضد افسردگی)

7 ماه پیش

سلام اقای دکتر. روز بخیر. من از اردیبهشت سال ۹۹ شروع به مصرف قرص سرترالین کردم برای درمان وسواس فکری شدید و افسردگی. از حدود دو سال قبل از آن، وسواس فکری من شدید شده بود اما برای رفتن نزد روانپزشک تردید داشتم. تا اینکه رفتم دکتر چون وسواس فکری من غیرقابل تحمل شده بود. حدود ۶ ماه روزانه ۲۰۰ میلی مصرف میکردم. دچار خشکی چشم شدم که دو تا چشم پزشک گفتن از عوارض سرترالینه. این مشکل کمی بهتر شده با استفاده از قطره. من چون نگران این خشکی چشم و خوابآلودگی بودم ۲۰۰ میلی رو به ۱۷۵ میلی تغییر دادم که تا الآن مشکل خاصی پیش نیومد. حدود سه چهار ماه هست که روزانه ۱۷۵ میلی مصرف میکنم. هیچ وقت دوزی رو فراموش نکردم تا اینکه دیشب شک کردم که ۱۲۵ میلی خوردم ( یعنی دو تا ۵۰ میلی و نصف یک ۵۰ میلی) یا همون ۱۷۵ میلی (یعنی سه تا ۵۰ میلی و نصف یک ۵۰ میلی). ساعت ۱ بامداد بود که تصمیم گرفتم ۵۰ میل دیگه بخورم چون ۹۹ درصد احتمال میدادم که یه ۵۰ میلی رو نخوردم. اما امروز صبح وسواس گرفتم که نکنه اون ۵۰ میلی اضافه بوده و دیروز به جای ۱۷۵ میلی ، ۲۲۵ میلی مصرف کردم.نگرانم خیلی. اگر اون یه ۵۰ میلی رو نمیخوردم (که در این صورت دیروز به جای ۱۷۵ میلی ، ۱۲۵ میلی مصرف کرده بودم) بهتر بود؟ یا اینکه مصرف اون یک میل کار درستی بود؟ ( با توجه به اینکه اگر این ۵۰ میلی اضافه بوده درواقع من به جای ۱۷۵ میلی، ۲۲۵ میلی خوردم). با تشکر فراوان

نمایش 20 سوال از 59 سوال - شماره 1 تا 21

از شکیبایی شما متشکریم ...