دکتر مهدی عبدلی
13,051
اشتراک گذاری
زمینه فعالیت: درمان اختلالات خلقی، اضطرابی و اختلالات خواب، مشاوره و درمان اختلالات جنسی و زناشویی، مشاوره و درمان اختلالات روان تنی و دردهای با منشا عصبی، درمان اختلالات رفتاری و بیش فعالی در کودکان، مشاوره، روان درمانی ، زوج درمانی ، مشاوره پیش از ازدواج، انجام تستهای روانشناختی و شخصیت
پیام نوبت گیری مطب 1:
حضور بیمار نیم ساعت قبل از وقت تعیین شده در مطب ضروری است
اولین نوبت خالی از1401-02-28
اطلاعات مطب
مطب 1 :
شماره تماس: 07132344549 - 09021245060
نشانی: شیراز بولوار زند، روبروی بیمارستان فقیهی، مرکز پزشکی شهر، طبقه چهارم
پیام نوبت گیری: حضور بیمار نیم ساعت قبل از وقت تعیین شده در مطب ضروری است
آدرس مطب 1 دکتر مهدی عبدلی

بیمه های طرف قرارداد

 

تامین اجتماعی

تسلط به سایر زبان ها

 

فارسی, انگلیسی

نظرات کاربران

تازمانی که تحت نظرشون بودم عالی بودن و مهربون وباسواد

بهترین دکتر اعصاب مشکل اعصاب داشتم قصد خودکشی داشتم دکتر منو نجات داد واقعا مرحبا به این دکتر باعث شد که من به زندگی امیدوار بشم وسایم رو سر بچه هام باشه

دکتر عالی هستن در هر زمینه ای

دکتر بسیار باسواد و با حوصله و باتجربه

بسیار عالی

راضی بودم

خیلی خوب

با استفاده از دارو و راهنمایی های ایشان توانستم بر اضطراب و استرس خودم غلبه کنم و کیفیت زندگی خودم را ارتقا دهم .ایشان پزشک بسیار حاذقی هستند

مشکل با همسرم داشتم

سلام من قرص کلونازپام مصرف میکنم اب کمرم ۷ ماه قطع شد متادون هم مصرف میکنم ۲۰

به همه گیر میده

یه بار واسه ویزیت رفتم و موفق نشدم کامل باهاشون در رابطه با مشکلم صحبت کنم مطب خیلی شلوغ بود انشالله این دفعه بتونم

معمولی

معمولی

معمولی

معمولی

بیمارما دستش به خیس شده

اعصاب

معمولی

فوق العاده هستند من دو سال و نیم زیر نظرشون بودم و واقعا تاثیر مثبت روی من گذاشت و خیلی خوب شدم

مشاهده نظراتبیشتر
سوالات پاسخ داده شده توسط

  دکتر مهدی عبدلی

درمان مشکلات اضطرابی و کمال گرایی و اعتماد به نفس در جوانان

اضطراب من 19 سالمه و دانشجوی فرهنگیان هستم و مشکل بزرگی که دارم اینه که به شدت اضطراب دارم یعنی میتونم بگم در هر موقعیت جدیدی که منو با دیگران رودررو کنه مضطرب میشم حتی تصور موقعیت استرس‌زا باعث اضطراب و دل‌نگرانیم میشه موقع حرف زدن با غریبه ها یا تو جمع، اضطراب شدید دارم تپش قلب شدید، عرق میکنم لکنت زبان میگیرم لحن صدام یه‌جورایی ضعیف و لرزان میشه و نفسم انگار داره بند میاد. مشکلات حافظه و فراموشکاری به نظرم این اضطراب خیلی رو حافظه‌م تاثیر بد گذاشته در واقع اضطراب، مرکب حافظه‌م رو خشک کرده و مطلبی که قصد دارم به حافظه م بسپرم در جایی ثبت نمیشه تا بخوام به یاد بیارمش. تو احوالپرسی ها چیزی به ذهنم نمیرسه که سرصحبت رو باز کنم. وقتی یه چیزی رو می خوام تعریف بکنم اولا فقط چیزایی رو میتونم تعریف کنم که در حد چند جمله باشه ثانیا قبل از اینکه بخوام به زبون بیارم حتما همش باید فکر کنم که چی بگم و چطور بگم حتی حرفای طرف رو پیش بینی میکنم مثلا میگم اگه اینو گفت اینو میگم با همه اینا بازم حین صحبت گفته هام یادم میره و بعضی وقتا مجبور میشم خودم ادامه‌ی موضوع رو سرهم کنم که خیلی اوقات هم نامفهوم میشه یعنی واژه ها یا جمله هایی به کار می‌برم که اصلا ربطی به موضوع نداره و این اتفاق باعث میشه برای دفعه بعد خودمو راحت کنم و چیزی تعریف نکنم حالا اگر هم بخوام بداهه حرف بزنم اول از همه اضطراب می گیرم، کلمات مناسبو پیدا نمی کنم جملات رو قاتی میگم خلاصه حافظه ‌م یاریگر نیست وقتیم نتونم بگم یعنی نتونم به یاد بیارم اون وقته که خجالت میکشم بعدا به خودم میگم چرا اینو نگفتم چرا اونو نگفتم خودمو سرزنش میکنم. من متاسفانه فرقی که با آدمای فراموشکار دارم اینه که اونا یه مطلب رو حفظ میکنن بعدا یادشون میره من درست اونموقع که مطلب رو خوندم یادم میره مثلا شما داری حرف میزنی با اینکه من دارم بهتون توجه میکنم اگه ازم بپرسید داشتم چی می گفتم گمونم نتونم بهتون بگم چون همون لحظه یادم رفته وقتی یه فیلم رو نگا میکنم بعدا که تموم شد به سختی میتونم حتی کلیاتشو برای فردی که ازم خواسته یا حتی خودمم تعریف کنم. البته یه نکته اینجا قابل توجهه که الان تقریبا بی تحرک شدم و سبک زندگی و الگوی غذاییم خیلی نادرسته و خیلی دیر میخوابم خیلی پرخوری میکنم و چاق هم هستم البته شاید مشکلات حافظه‌م علتش این نوع سبک زندگی باشه اما قبلا که لاغر و پرتحرک بودم هم این اضطراب و خجالت سر جاش بود حواس‌پرتی خیلی وقتا نمیدونم وسایلمو کجا گذاشتم کارایی که ظرافت و دقت و هماهنگی خاصی میخواد رو نمیتونم یاد بگیرم یا به سختی؛ مثلا تو آموزش رانندگی که باید حواست به همه چی باشه من نمی تونستم همزمان حواسم به همه چیز باشه حتما یه چیزیو فراموش میکردم افسردگی اغلب اوقات غمگینم همیشه خسته‌م خوابم میاد هرچقد بخوابم سیر نمیشم تو بعضی خوابام کابوس می بینم دو سه بار تجربه بختک رو داشتم یه چند وقتیه خیلی به خودکشی فکر میکنم حتی راه های خودکشی رو هم مجسم میکنم ولی هنوز اقدامی نکردم خجالت و اضطراب اجتماعی خیلی خجالتی و کم صحبتم پیش مردم اصلا خودم نیستم یعنی اصلا راحت نیستم، نمیدونم چیکار کنم دستوپامو گم میکنم وقتی با کسی هم‌صحبت میشم خیلی سختمه بخوام بهش نگا کنم و ارتباط چشمی و کلامی برقرار کنم مه مغزی من تقریبا همه علائم اختلال مه مغزی رو دارم تمرکزم با مشکل مواجه شده قدرت تفکرم کند شده در به خاطرسپاری اطلاعات مشکل به وجود اومده برام مهارت گفتاری و نوشتاریم به مشکل برخورده یعنی نمی تونم کلمات مناسب رو برای برقراری ارتباط با طرف پیدا کنم من قبلا هم این مشکلات رو داشتم ولی الان شدت گرفته یادگیریم کند شده یعنی چیزای تازه رو به سختی یاد می گیرم فوقش اینه که میتونم موضوع تازه رو بخوام حفظ کنم نه اینکه درکش کنم و در عین حال هم چیزایی رو که یادگرفتم رو فراموش نمی کنم. یه بار رفتم پیش یه روان پزشک ایشون اضطراب اجتماعی و کمال‌گرایی رو تشخیص دادن بعد ازم تست نوروفیدبک گرفتن و مشکلاتی از جمله اضطراب شدید، ضعف حافظه، نقص در توجه و تمرکز، تفکر مه‌آلود، تفکر وسواسی، خلق پایین و کم بودن سروتونین مغز رو شناسایی کردن و برام داروهای کلردیازپوکساید، پروپرانولول، آسنترا سرترالین، جینک اکتیو تجویز کردن که هیچ تاثیری نداشت یا مثلا پرپرانولول رو که مصرف میکردم موقتی اضطرابم رو خیلی کم میکرد ولی اونای دیگه هیچ تاثیری نداشتن و گفتن که به حداقل 40 جلسه نوروفیدبک و جلست متعدد روان‌درمانی نیاز دارم اما من چون شهرستانم و تو شهرمون روان پزشک خوب گیر نمیاد باید هر هفته 2-3 بار برم مرکز استان و برگردم که نمیتونم به نظرتون چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید کارم به خودکشی رسیده

سلام
علایمی که فرمودین بیشتر علایم اضطرابی هست ممکنه وسواس هم کنارش باشه که نیاز به بررسی بیشتر داره
قطعا ۴۰ جلسه نوروفیدبک توصیه خوبی نبوده 
نیاز به اون همه تنوع دارویی هم نبوده 
یک یا دو داروی ضد اضطراب در کنار جلسات درمان شناختی رفتاری می تونه به شما کمک کنه
درود دوباره حتی اگر برای نقص توجه هم مد نظرشون باشه برای فرد بزرگسال که داروهای آهسته رهش خط اول درمان هست و در مورد کودکان هم در حد مطالعاتی است و اثبات نشده نامه انجمن روانپزشکان کودک ایران هم صریح و روشن در این خصوص بود
درود دوباره حتی اگر برای نقص توجه هم مد نظرشون باشه برای فرد بزرگسال که داروهای آهسته رهش خط اول درمان هست و در مورد کودکان هم در حد مطالعاتی است و اثبات نشده نامه انجمن روانپزشکان کودک ایران هم صریح و روشن در این خصوص بود
علت و راهکار برای بهبود افراد برای پیشگیری و درمان گوشه گیری

باسلام شخص فردی است که حدودا یک سال و نیمی هست که سرد ومنزوی شده و حتی با خانواده صحبت نمیکند وحتی تلفن همراه خود را خاموش کرده وازآن استفاده نمیکند از خانه برون نمیرود و حتی خیلی کم از اتاقش بیرون می آید و بیشتر موقع داخل اتاقش هست و در را روی خود میبندد و با کسی صحبت نمیکند شخص حتی شبها چراغ اتاقش را روشن نمیکند و حتی در تاریکی به مقدار خیلی کم غذا میخورد.شخص حتی بهداشت فردی خود را رعایت نمیکند وگاها حتی در اتاق دستشویی میکند و همچنین لباس مناسب نمی پوشد شخص گاها با صدای نسبتا بلند با خودش صحبت میکند (حرف های نا مفهوم) شخص نسبت به اتفاقات ناراحت کننده اطراف و خویشاوندان بی توجه است به گونه ای که حتی وقتی زن دایی اش فوت کرد هیچ واکنشی نشان نداد و مثلا برادرش بعد از یک سال امده خانه و او حتی نیامدکه با برادرش سلام بکند. شخص از اینکه او را ببریم به مطب دکتر یا روانشناس سر باز میزند و میگوید که هیچ مشکلی ندارد حالا میخواستم ببینم این شخص چه مشکلی دارد و برای درمان این شخص چه کاری باید انجام دهیم.

درود بر شما
بیماری با این علایم حتما بلافاصله باید بساری بشه و ارزیابی های تشخیصی انجام بشه.حتی ممکنه دارو هم به تنهایی کمک کننده نباشه و ناچار از روشهای دیگه استفاده بشه.
علائم، علت ها و عوارض حملات پانیک و اختلال هراس

سلام خسته نباشید من یه پسر 25 ساله هستم که پارسال اوایل کرونا متاسفانه یه حالت تنگی نفس و احساس مرگ میکردم که یه خورده طولانی شد و از اونجایی که برادرم از 10 سالگیش دچار پانیک بود و هنوزم بعد 17 سال قرص مصرف میکنه بهم گفت که دکتر اعصاب و روان برم، دکتر بهم گفت که منم مثل برادرم دچار اختلال پانیک شدم و بهم قرص پاروکستین و کلونازپام دادن یک هفته قبل خواب یک چارم کلونازپام میخوردم و نصف پاروکستین، قرصا رو به مدت 2 ماه مصرف کردم و بخاطر اینکه میدیدم برادرم برا کم کردن دوز قرصای خودش که یکش فلوکستین بود چقدر اذیت میشخ و به ظاهر خوب شدم قرصمو دیگه نخوردم با اینکه برادرم مخالف بود و بعدش یکبار دیگه دچار پانیک شدم ولی قرص نخوردم و دیگه هم مشکلی نبود الان با گذشت بیش از یکسال متاسفانه چند روز پیش با خوردن یه اسپرسو چند ساعت بعدش یه حمله ی تقریبا طولانی بهم دست داد در حد چن دقیقه و از اون روز تا حالا که تقریبا 4 روز میشه هر روز بعدازظهر تا شب همش تو حالتیم که احساس نفس تنگی میکنم و گاها چند ثانیه حالم بد میشه خلاصه سوالم اینه که قرصا رو دوباره شروع کنم به خوردن یا هر جور که شما میفرمایید البته به جز این برادرم یکی دیگه از برادرام بازم مشکل اعصاب داشتن که نمیدونم چی بود ولی مدتها سرترالین مصرف میکردن

با سلام برای دریافت پاسخ صوت زیر را گوش بفرمائید
 
 
با سلام برای دریافت پاسخ صوت زیر را گوش بفرمائید
 
با این داروها فراتر از یه افسردگی ساده است. به هیچ عنوان. حتی می تونه سبب تشدید بشه
درود بر شما قبل از هر چیز لازمه تست های سنجش هوش و حافظه و تمرکز از ایشون بعمل بیاد و بر حسب نتایج این تست ها تصمیم گیری بشه
درود بر شما موضوع مصرف سیگار در این سن را فقط می شود با گوشزد کردن مشکلات سلامت مرتبط با آن آگاهی رسانی کرد و البته من باب تذکر چون خود فرد در این سن به خوبی مشکلات مصرف سیگار را می داند
درمان وسواس فکری و عملی | بهترین روش های درمان اختلالات وسواس

با سلام من حدود سه سال پیش وسواس فکری - عملی داشتم که داروی آسنترا تا دوز 300 مصرف کردم و روان درمانی با تکنیک CBT هم پیگیری کردم که تا حد بسیار زیادی درمان شدم و دارو قطع شد. الان حدود دو سه ماهی هست که وسواس فکری - عملی عود کرده و به روانپزشک مراجعه کردم. پزشک داروی آسنترا با دوز100 تجویز کردند که حدود یک ماه مصرف کردم، هم اکنون علاوه بر آسنترا، داروی کلومیپرامین 25 نیز تجویز کردند (که البته هنوز کلومیپرامین را شروع نکردم) و توصیه بر روان درمانی داشتند. سوالاتی داشتم: اولاً آیا مصرف همزمان دو داروی فوق مشکلی ندارد؟ دوماً اینکه من بخاطر ازدیاد ضربان قلب و تپش قلب، داروی کنکور 2.5 به میزان نصف قرص در روز مصرف میکنم. آیا کلومیپرامین با قرص کنکور تداخل دارویی دارد؟ و سوم اینکه قرص کلومیپرامین برای درمان وسواس فکری - عملی مفید هست؟ آیا عوارض جانبی حائز اهمیتی دارد؟ و اینکه از داروی جایگزین دیگری نسبت به کلومیپرامین میتوان استفاده نمود؟ با تشکر

سلام فایل زیر رو گوش بفرمائید

 

درود بر شما. استرس و دلشوره مداوم می تواند بخشی از علایم اضطراب منتشر باشد که البته نیاز به بررسی هایبیشتر و حتی ممکن است آزمایشات پزشکی باشه.این اضطراب می تواند با افسردگی هم همراه گردد. درمان دارویی مناسب پاسخی سریع تر و بهتر را به دنبال دارد اما تمرین های تن آرامی و یوگا نیز مفید خواهد بود
سلا. اینکه بررسی از نظر پزشکی شدین خوبه. ولی امدازه گیری دقیق تب مهمه. ولو مجدد. در صورتی که یافته بارزی نداشته باشیم درمان دارویی بر علیه اضطراب و اختلالات روان تنی مفید خواهد بود. کلردیازپوکساید تنها آرامش مقطعی می دهد بی آنکه درمان انجام گیرد و خطر وابستگی هم داره
از شکیبایی شما متشکریم ...